دیده فرو بسته ام از خاکیان... تانگرم جلوه افلاکیان...
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
شهیدعلمدار:
برای بهترین دوستان خود آرزوی شهادت کنید

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

شخصی از رسول اعظم (ص) پرسید:
دلیل اینکه از شهید در شب اول قبر سؤال نمی شود چیست؟
حضرت فرمودند:
کَفَی بِالبارِقَةِ فَوقَ رَأسِهِ فِتنَةً
ضربه های شمشیر ((یا گلوله)) که در میدان جنگ با لای سرش بوده، کافی است و دیگر جایی برای سؤال شب اول قبر باقی نمی گذارد.
به تعبیر دیگر او امتحانش را داده است.

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

خوشا آنان در بازار گیتی خریدار وفا بودند و رفتند...
خوشا آنان که در راه رفاقت، رفیق با وفا بودند و رفتند...

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

چه می فهمیم شهادت چیست مردم؟
شهید و همنشین چیست مردم؟
تمام جستجومان حاصلش بود:
شهادت اتفاقی نیست مردم

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

چو بشکفد ز لبت غنچه های پاک دعا
تو را به فاطمه(س) سوگند "التماس دعا"

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

شهیدان می‌روند نوبت به نوبت...
خوش آن روزی كه نوبت بر من آید...
خــدا یعنی میشه؟؟؟؟

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

گل اشکم شبی وا میشد ای کاش
همه دردم مداوا میشد ای کاش
به هر کس قسمتی دادی خدایا
شهادت قسمت ما میشد ای کاش

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

خوشا آنان که جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

کاشکی من هم دلی همچون شهیدان داشتم
تا که در صحرای سینه لاله ای میکاشتم
کاشکی در من توان دل بریدن بود کاش ...
تاکه دست از دامن این خاک برمی داشتم ...

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

بــالی دهیـــــد به وسعت هفـت آسمــان مرا
مــن هـر چه میـــدوم،بـه شهیـدان نمیـرسم ...

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

برای تاریکی قبر من گریه نکنید...
بروید برای تاریکی دنیای خودتان گریه کنید!
قسمتی از وصیتنامه و سنگ قبر نوشته
شهید کریم بوستانی 16 ساله

ღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღღ.•*♥*•.ღ

بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند.
طلبه شهید رضا دهنویان
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه


دانلود بخشی از فیلم مصاحبه با شهید قبل از شهادت

"گزارش خبری" چند روز قبل از شهادت طلبه شهید علی خلیلی


جوان حزب‌اللهی‌ای که عده‌ای نوجوان را دور خودش جمع کرده است، اردوی مشهد می‌بردشان. کتاب‌های شهید مطهری دستشان می‌دهد، با هم به اعتکاف می‌روند، هیئت می‌روند و حلقه وصل آنها به انقلاب و مذهب شده است. عکس‌ها چیز زیادتری به ما نمی‌گویند، جر این‌که احتمال در کارش هم وارد است. این را دست‌های حلقه زده به دور گردن این آدم و آرایش موها و نوع لباس‌های بچه‌ها به ما می‌گوید. جوان عینکی و ریشوی قصه ما، مثل همه جوان‌های عینکی و غیرعینکی و ریشو و بی‌ریش همه این سالها بعد از انقلاب، کار فرهنگی خودجوش می‌کند. رشته‌ای که سر درازش به بچه‌های جنگ و سالهای جنگ برمی‌گردد... رنگ و بوی آرمانگرایی آن دوره در آدم‌هایی که برای این دوره نیستند.
جوان عینکی و ریشوی ما احتمالا مجوز خاصی ندارد، دفتری هم تاسیس نکرده است، از نهاد یا موسسه‌ای هم بودجه نمی‌گیرد، اصلا از در خیلی از این نهادها و موسسه‌ها راهش نمی‌دهند،معلوم است عادت دارد پیراهنش را روی شلوارش می‌اندازد، ریش‌های را هم بلد نیست آنکادر کند. به راحتی قابل‌حدس است که کار می‌کند پول درمی‌آورد و خرج این بچه‌ها می‌کند، شاید هم در مدرسه‌ای معلم تربیتی است، اگر چیزی به نام دفتر تربیتی هنوز مانده باشد. فرقی هم نمی‌کند، این بچه‌ها را دور خودش جمع کرده است و با هم مسیری را جلو می‌روند. آن شب هم شب نیمه شعبان بوده است. جوانک عینکی و ریشوی ما بچه‌ها را هیئت برده بوده است، جشن میلاد امام زمان(عج). تا دیروقت بوده است و جوان قصه ما قصد می‌کند که دو تا از بچه‌ها را به خانه‌شان برساند. چند سالی است که شب نیمه شعبان کمی در خیابان‌ها تهران ناامن شده است. برای منتظرانش ناامن‌تر.چند نفر مست مزاحم دخترانی شده‌اند، جوان و نوجوانانش با آنها درگیر می‌شوند و آنها هم با چاقو ضربه‌ای به شاهرگ جوان می‌زنند و فرار می‌کنند.
2. چیز دیگری در جستجوهای اینترنتی در مورد جوانک قصه ما پیدا نمی‌شود . دو روز بعد از ماجرا 27 تیر 1390 امیرعلی مصفا، وبلاگ‌نویس در وبلاگش این‌چنین می‌نویسد، شاید باارزش‌ترین نگاشته مساله، همین حرف‌ها با زبان صریح‌تر:
ارزش خبری نداری طلبه جان. خودت و رگ دستت و یک چشمت که اصلاً، کارهای اُمُلانه‌ات که ابداً ! حالا اگر پرورش اندامی، پاورلیفتینگی چیزی کار می‌کردی شاید اما نهی از منکر می‌کنی؟!؟ مگر ما و گشت ارشادمان بوقیم که تو وارد معرکه می‌شوی ؟ حیف که ضعیف‌کش نیستیم واِ‌لا …
حالا این به کنار، یک مشت بچه جمع کرده‌‌ای دور خودت که چه ؟ مثلا می‌خواهی ما را مسخره کنی؟ ما با اینهمه دستگاه عریض و طویل فرهنگی‌مان کشک! توی یک لاقبا می‌خواهی کار فرهنگی کنی؟ ها؟ اساس‌نامه‌ات کجاست؟ مجوزت کو؟
راستی بگو ببینم این موقع سال وسط شهر چه می‌کنی؟ تو الان باید در ده‌کوره‌ها مشغول تبلیغ اسلام باشی، نه وسط شهر، بیخ گوش ما. اینجوری برای خودت هم بهتر است. از مُخاطرات شهرنشینی (!) هم در امانی.
مگر نمی‌گویی سرباز امام زمانی، خوب آفرین ! مثل همان امام زمان برو یک جایی تا جلوی چشمان ما نباشی و ما از اسمت، استفاده خودمان را ببریم. برو عزیزم، برو؛ اینجا نمون. شَر میشه …"


به نقل از خبرگزاری تسنیم




نویسنده سرباز سید علی در 10:33 ب.ظ | نظرات()
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها
نظرسنجی
ایستگاه صلواتی تعجیل در ظهور امام زمان(عج)





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic